الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

451

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

و دمك و أنك تملكه « 1 » لا أنت صنعته دون اللّه ، و لا خلقت له سمعا و لا بصرا ، و لا أجريت له رزقا ، و لكن اللّه كفاك ذلك به من سخره لك ، و ائتمنك عليه ، استودعك إياه لتحفظه فيه ، و تسير فيه بسيرته فتطعمه مما تأكل ، و تلبسه مما تلبس ، و لا تكلفه ما لا يطيق ، فإن كرهته خرجت إلى اللّه منه ، و استبدلت به ، و لم تعذب خلق اللّه ، و لا قوة إلا باللّه . . . » « اما حق خدمتگزاران ، كه زيردست تواند ، آن است كه بدانى او نيز آفريدهء پروردگار توست و آفريدگار او نيز همان خدايى است كه گوشت و خون تو را آفريده است ، اكنون تو صاحب اختيار او شده‌اى ، اين بدان معنا نيست كه تو او را آفريده‌اى ، نه تو به او گوش و چشم داده‌اى و نه روزى او به دست توست بلكه اين خداى تعالى است كه همهء اينها را به كسى كه تو را سرپرست او قرار داده و امانتدار ساخته ، مرحمت نموده است و او را به تو سپرده است تا خدا را دربارهء او پاس بدارى و با روش خداپسندانه با او رفتار كنى و از هر چه مىخورى به او بخورانى و از آنچه مىپوشى بر او بپوشانى و حق ندارى بيش از حد توان او به او دستور دهى ، و در صورتى كه نمىخواهى با او بسازى ، مسئوليّت خدايى كه نسبت به او دارى از خودت رفع كن و به جاى او كس ديگرى را به خدمت بگير ، تا بندهء خدا را اذيّت نكرده باشى و هيچ نيرويى جز به خدا نيست . » ( 1 ) امام بزرگوار نسبت به خدمتگزار از نظر حقيقت و واقع‌بينى يك نظر همه جانبه‌اى فرموده است زيرا كه خدمتكار نيز مانند يك فرد آزاد آفريدهء خداست خداوند براى او گوش و چشم خلق كرده و روزى او را مقدر ساخته همان طورى كه فرد آزادى را آفريده است بنابراين سرپرست او حق ندارد كه او را مجبور كند

--> ( 1 ) در روايتى « و انّك لم تملكه » آمده است .